۳۱ اصطلاح انگلیسی ورزشی که هر روز می‌شنوید

OpenL Team 6/28/2026
۳۱ اصطلاح انگلیسی ورزشی که هر روز می‌شنوید

TABLE OF CONTENTS

برای صحبت کردن به انگلیسی لازم نیست ورزش تماشا کنید — اما به اصطلاحات ورزشی نیاز دارید.

یک گویشور بومی فقط نمی‌گوید «تو تصمیم بگیر». می‌گوید “the ball is in your court.” نمی‌گوید «این طبیعی است». می‌گوید “par for the course.” حتی کسانی که هرگز چوب بیسبال را لمس نکرده‌اند، هر روز از عبارت‌هایی از بیسبال، بوکس و مسابقه اسب‌دوانی استفاده می‌کنند.

در ادامه 31 اصطلاح ورزشی را می‌بینید که بر اساس ورزشِ منشأشان مرتب شده‌اند. هر کدام با یک جمله مثال واقعی آمده‌اند — چون دانستن معنی با دانستن زمان استفاده از آن یکی نیست.

اگر هم‌زمان در حال یادگیری عبارت‌های روزمره انگلیسی هستید، اصطلاحات ورزشی لایه بعدی‌اند — همان عبارت‌هایی که گویشوران بومی بدون فکر به سراغشان می‌روند.


⚾ بیسبال

سرگرمی ملی آمریکا، یعنی بیسبال، بزرگ‌ترین منبع اصطلاحات روزمره در زبان انگلیسی است.

Step up to the plate

معنی تحت‌اللفظی: جلو رفتن به سمت صفحه ضربه برای نوبت گرفتن. معنی واقعی: داوطلب شدن یا مسئولیت چیزی را پذیرفتن.

وقتی سرپرست تیم یک هفته مانده به مهلت کار کنار کشید، Jenna stepped up to the plate و همه چیز را دوباره به مسیر برگرداند.

Touch base

معنی تحت‌اللفظی: لمس کردن یکی از بیس‌ها هنگام دویدن. معنی واقعی: کوتاه با کسی تماس گرفتن، معمولاً برای پیگیری یا خبر دادن.

جمعه بعد از اینکه از مشتری خبر بگیرم، با تو touch base می‌کنم.

Out of left field

معنی تحت‌اللفظی: از سمت چپ زمین بیرونی — که در ورزشگاه‌های قدیمی دورتر بود. معنی واقعی: کاملاً غیرمنتظره یا عجیب.

سؤالش درباره حقوق من کاملاً out of left field بود — داشتیم درباره برنامه ناهار حرف می‌زدیم.

Throw a curveball

معنی تحت‌اللفظی: پرتاب کردن توپی که غیرمنتظره می‌پیچد. معنی واقعی: غافلگیر کردن کسی با یک مشکل یا موقعیت دشوار.

مشتری با درخواست بازطراحی کامل دو روز مانده به لانچ، واقعاً threw us a curveball.

A whole new ball game

معنی تحت‌اللفظی: یک بازی بیسبال کاملاً متفاوت. معنی واقعی: موقعیتی که کاملاً با قبل فرق دارد.

مدیریت یک تیم سه‌نفره یک چیز است. مدیریت یک تیم چهل‌نفره؟ این دیگر a whole new ball game است.

Knock it out of the park

معنی تحت‌اللفظی: زدن یک هوم‌ران — توپ از زمین خارج می‌شود. معنی واقعی: فوق‌العاده موفق شدن؛ کاری را استثنایی انجام دادن.

ارائه تو واقعاً knocked it out of the park — سرمایه‌گذارها حتی یک سؤال پیگیری هم نداشتند.


🥊 بوکس

بوکس مجموعه‌ای غنی از اصطلاحات مربوط به مبارزه، تاب‌آوری و انصاف به انگلیسی داده است.

Throw in the towel

معنی تحت‌اللفظی: مربی حوله را برای اعلام تسلیم به داخل رینگ می‌اندازد. معنی واقعی: جا زدن؛ بعد از تقلا شکست را پذیرفتن.

بعد از سه ساعت دیباگ کردن، threw in the towel و به مسئول IT زنگ زدم.

Below the belt

معنی تحت‌اللفظی: ضربه پایین و غیرقانونی در بوکس. معنی واقعی: ناعادلانه، بی‌رحمانه یا غیراخلاقی — به‌ویژه در بحث.

مطرح کردن طلاق او وسط مذاکره واقعاً below the belt بود.

Pull no punches

معنی تحت‌اللفظی: هر ضربه را با تمام قدرت زدن. معنی واقعی: صریح و مستقیم حرف زدن، بدون نرم کردن نقد.

مربی من doesn’t pull any punches — دقیقاً گفت چرا پیشنهادم شکست خورد.

Saved by the bell

معنی تحت‌اللفظی: زنگ پایان راند، بوکسوری را که نزدیک ناک‌اوت شدن است نجات می‌دهد. معنی واقعی: در آخرین لحظه ممکن از یک موقعیت سخت نجات پیدا کردن.

گزارش هنوز تمام نشده بود، اما وقتی سرور از کار افتاد و جلسه عقب افتاد، saved by the bell شدم.

Roll with the punches

معنی تحت‌اللفظی: همراه ضربه‌های حریف حرکت کردن تا اثرشان کم شود. معنی واقعی: به‌جای مقاومت، با سختی‌ها سازگار شدن.

ماه اول در یک کشور جدید سخت است، اما یاد می‌گیری roll with the punches.


🏇 اسب‌دوانی

قبل از اینکه بیسبال جای آن را بگیرد، اسب‌دوانی محبوب‌ترین ورزش تماشایی آمریکا بود — و اصطلاحاتش ماندگار شدند.

Down to the wire

معنی تحت‌اللفظی: یک سیم در خط پایان کشیده می‌شد؛ مسابقه نزدیک روی همان سیم تعیین می‌شد. معنی واقعی: تا آخرین لحظه نامشخص ماندن.

تصمیم استخدام واقعاً down to the wire شد — تازه ساعت ۵ عصر جمعه بین آن دو نامزد یکی را انتخاب کردیم.

Neck and neck

معنی تحت‌اللفظی: دو اسب شانه‌به‌شانه می‌دوند و هیچ‌کدام جلو نمی‌افتد. معنی واقعی: بسیار نزدیک؛ آن‌قدر نزدیک که نتوان قاطعانه گفت کدام جلوتر است.

این دو استارتاپ در بازار ترجمه هوش مصنوعی neck and neck هستند.

Dark horse

معنی تحت‌اللفظی: اسب مسابقه‌ای که توانایی‌اش برای شرط‌بندان ناشناخته است. معنی واقعی: رقیب کم‌نام‌ونشانی که با عملکرد خوب همه را غافلگیر می‌کند.

هیچ‌کس انتظار نداشت ایده کارآموز برنده شود — او dark horse مسابقه ارائه بود.

Home stretch

معنی تحت‌اللفظی: آخرین بخش مستقیم پیست مسابقه. معنی واقعی: مرحله پایانی یک تلاش طولانی.

ما در home stretch هستیم — فقط سه بخش دیگر مانده تا محصول را منتشر کنیم.


🎾 تنیس

The ball is in your court

معنی تحت‌اللفظی: توپ در زمین تو افتاده؛ حالا نوبت توست که ضربه بزنی. معنی واقعی: تصمیم یا حرکت بعدی با توست؛ حالا نوبت اقدام توست.

قرارداد را با ویرایش‌هایم فرستادم. حالا The ball is in your court.

Game, set, match

معنی تحت‌اللفظی: امتیاز نهایی که کل مسابقه تنیس را می‌برد — game (یک بازی)، set (مجموعه‌ای از بازی‌ها)، match (کل مسابقه). معنی واقعی: یک پیروزی کامل و نهایی که جایی برای بحث بیشتر نمی‌گذارد.

با ثبت هر دو پتنت و کنار کشیدن رقیب، برای آن استارتاپ دیگر game, set, match بود.


⛳ گلف

Par for the course

معنی تحت‌اللفظی: تعداد ضربه‌ای که از یک گلف‌باز ماهر انتظار می‌رود نیاز داشته باشد. معنی واقعی: عادی؛ چیزی که با توجه به شرایط انتظارش را داری.

تأخیر پروازها در فصل تعطیلات کاملاً par for the course است.

Up to par

معنی تحت‌اللفظی: رسیدن به استاندارد مورد انتظار در گلف. معنی واقعی: در سطح قابل قبول کیفیت بودن.

کارهای اخیر او up to par نبوده — فکر می‌کنم در خانه مشکلی دارد.

Get into the swing of things

معنی تحت‌اللفظی: پیدا کردن ریتم طبیعیِ سوئینگ در گلف. معنی واقعی: با یک روال یا محیط تازه راحت و آشنا شدن.

دو هفته طول کشید تا در دفتر جدید get into the swing of things.


🏈 فوتبال آمریکایی

Move the goalposts

معنی تحت‌اللفظی: جابه‌جا کردن فیزیکی دروازه‌های امتیاز. معنی واقعی: ناعادلانه قوانین یا انتظارها را عوض کردن، آن هم بعد از اینکه کسی برای برآورده کردنشان شروع کرده است.

اول گفتند «تا جمعه تحویل بده». بعدش کردند چهارشنبه. دست از moving the goalposts بردارید.

Hail Mary

معنی تحت‌اللفظی: یک پاس بلند و ناامیدانه که با امید به معجزه پرتاب می‌شود (Roger Staubach، کوارتربک Dallas Cowboys، سال 1975). معنی واقعی: یک تلاش آخرِ درمانده با شانس موفقیت بسیار کم.

آخرین ارائه استارتاپ برای سرمایه‌گذار یک Hail Mary بود — و به‌نوعی جواب داد.

Drop the ball

معنی تحت‌اللفظی: نگرفتن پاس یا لو دادن توپ. معنی واقعی: با انجام ندادن وظیفه‌ات، یک اشتباه جدی کردن.

یکی در بخش لجستیک dropped the ball — نیمی از شرکت‌کننده‌ها لینک Zoom را نگرفتند.


🏀 بسکتبال

Slam dunk

معنی تحت‌اللفظی: شوتی قدرتی که بازیکن می‌پرد و توپ را مستقیم داخل حلقه می‌کوبد. معنی واقعی: یک چیز قطعی؛ موفقیتی تضمین‌شده. (این اصطلاح را Chick Hearn، گزارشگر افسانه‌ای Lakers، در دهه 1970 ساخت.)

این ادغام یک slam dunk است — یک‌شبه به کل شبکه توزیع آن‌ها دسترسی پیدا می‌کنیم.

Full-court press

معنی تحت‌اللفظی: استراتژی دفاعی تهاجمی که در آن تیم در تمام زمین روی حریف فشار می‌آورد. معنی واقعی: تلاشی همه‌جانبه و هماهنگ برای رسیدن به چیزی در زمان کوتاه.

تیم فروش در هفته آخر فصل مالی یک full-court press انجام داد و 50 هزار دلار بالاتر از هدفشان زدند.


⚽ فوتبال

Own goal

معنی تحت‌اللفظی: بازیکن به اشتباه برای تیم حریف گل می‌زند. معنی واقعی: کاری که برعکس نتیجه می‌دهد و به موقعیت خودت آسیب می‌زند.

انتقاد از مشتری در یک توییت عمومی یک own goal بود — فردای آن روز حساب را از دست دادیم.

Level playing field

معنی تحت‌اللفظی: زمینی صاف و هموار که هیچ شیبی به نفع یک طرف ندارد. معنی واقعی: وضعیتی منصفانه که در آن همه فرصت‌های یکسان دارند.

مقررات جدید اتحادیه اروپا می‌خواهد برای شرکت‌های کوچک فناوری یک level playing field ایجاد کند.


🏃 دو و میدانی

Jump the gun

معنی تحت‌اللفظی: پیش از شلیک تپانچه شروع، دویدن را آغاز کردن. معنی واقعی: خیلی زودتر از زمان درست یا توافق‌شده اقدام کردن.

با فرستادن فاکتور قبل از توافق روی مبلغ نهایی، من jumped the gun کردم.

In the long run

معنی تحت‌اللفظی: در جریان یک مسابقه دوِ مسافت طولانی. معنی واقعی: در بلندمدت؛ در نهایت.

شاید یادگیری انگلیسی الان کند به نظر برسد، اما in the long run درهایی را به رویت باز می‌کند که هنوز حتی نمی‌بینی.


⛵ قایقرانی و شنا

Learn the ropes

معنی تحت‌اللفظی: یک ملوان تازه‌کار یاد می‌گیرد هر طناب کدام بادبان را کنترل می‌کند. معنی واقعی: یاد گرفتن اینکه یک سازمان، شغل یا سیستم چطور کار می‌کند.

نگران کند بودن در هفته اول نباش — هنوز داری learning the ropes.

Keep your head above water

معنی تحت‌اللفظی: روی آب ماندن بدون غرق شدن. معنی واقعی: به‌سختی دوام آوردن — معمولاً از نظر مالی یا زیر فشار کاری زیاد.

با سه پروژه که در یک روز باید تحویل شوند، فقط دارم تلاش می‌کنم keep my head above water.


جدول مرجع سریع

#اصطلاحورزشمعنی
1Step up to the plateبیسبالمسئولیت را پذیرفتن
2Touch baseبیسبالتماس کوتاه گرفتن
3Out of left fieldبیسبالکاملاً غیرمنتظره
4Throw a curveballبیسبالمشکل غافلگیرکننده پیش آوردن
5A whole new ball gameبیسبالموقعیتی کاملاً متفاوت
6Knock it out of the parkبیسبالفوق‌العاده موفق شدن
7Throw in the towelبوکستسلیم شدن
8Below the beltبوکسناعادلانه یا بی‌رحمانه
9Pull no punchesبوکسکاملاً صریح بودن
10Saved by the bellبوکسدر آخرین لحظه نجات پیدا کردن
11Roll with the punchesبوکسبا سختی‌ها کنار آمدن
12Down to the wireاسب‌دوانیتا آخرین لحظه تعیین نشدن
13Neck and neckاسب‌دوانیبسیار نزدیک
14Dark horseاسب‌دوانیرقیب ناشناخته و غافلگیرکننده
15Home stretchاسب‌دوانیمرحله پایانی تلاش
16The ball is in your courtتنیسنوبت اقدام توست
17Game, set, matchتنیسپیروزی کامل و نهایی
18Par for the courseگلفطبیعی و مورد انتظار
19Up to parگلفدر حد استاندارد
20Get into the swing of thingsگلفجا افتادن و راحت شدن
21Move the goalpostsفوتبال آمریکاییناعادلانه عوض کردن قواعد
22Hail Maryفوتبال آمریکاییتلاش آخرِ ناامیدانه
23Drop the ballفوتبال آمریکاییدر انجام وظیفه کوتاهی کردن
24Slam dunkبسکتبالموفقیت تضمینی
25Full-court pressبسکتبالتلاش همه‌جانبه
26Own goalفوتبالاشتباهی که به خودت ضربه می‌زند
27Level playing fieldفوتبالشرایط برابر برای همه
28Jump the gunدو و میدانیخیلی زود اقدام کردن
29In the long runدو و میدانیدر نهایت؛ در طول زمان
30Learn the ropesقایقرانیفهمیدن روال کار
31Keep your head above waterشنابه‌سختی دوام آوردن

نکته‌هایی برای استفاده طبیعی از اصطلاحات ورزشی

در هر گفت‌وگو یکی کافی است. اگر در یک ایمیل پنج اصطلاح ورزشی بریزید، بیشتر شبیه گزارشگر مسابقه به نظر می‌رسید تا یک فرد روان. مثل ادویه از آن‌ها استفاده کنید — یکی طعم می‌دهد، ده‌تا غذا را خراب می‌کند.

فقط به معنی نگاه نکنید؛ موقعیت را هم بسنجید. “Slam dunk” و “home run” هر دو به موفقیت اشاره دارند، اما “slam dunk” قبل از وقوع، قطعیت را می‌رساند؛ در حالی که “knock it out of the park” به چیزی اشاره می‌کند که انجام شده است.

مخاطب‌تان را بشناسید. انگلیسی‌زبان‌های بریتانیایی برای یک موقعیت دشوار می‌گویند “a sticky wicket” (از کریکت)، نه “a curveball.” اگر به دفتر بریتانیا ایمیل می‌زنید، “kick it into touch” (از راگبی) می‌تواند جایگزین آمریکاییِ “punt” شود.

بعضی اصطلاحات کلیشه‌ای شده‌اند — کم‌مصرف از آن‌ها استفاده کنید. عباراتی مثل “Think outside the box,” “give 110%,” و “take it to the next level” آن‌قدر در دنیای کسب‌وکار تکرار شده‌اند که اثرشان را از دست داده‌اند. اصطلاحات این فهرست تازه‌تر و طبیعی‌ترند. برای عبارت‌های مخصوص محیط کار، راهنمای 50 اصطلاح تجاری که باید بدانید را ببینید.


مترجم هوش مصنوعی OpenL می‌تواند به شما کمک کند اصطلاحات را در بیش از 100 زبان بفهمید — چون ترجمه تحت‌اللفظیِ “throw in the towel” شما را خیلی جلو نمی‌برد.

منابع