۵۰ اصطلاح انگلیسی تجاری که باید بدانید

OpenL Team 1/21/2026

TABLE OF CONTENTS

اصطلاحات انگلیسی تجاری عباراتی هستند که معنی آن‌ها را نمی‌توان فقط از تک‌تک واژه‌ها فهمید. از “ballpark figure” تا “low-hanging fruit”، این عبارات به طور مداوم در جلسات، ایمیل‌ها و مذاکرات ظاهر می‌شوند—و می‌توانند برای غیر بومی‌هایی که سعی می‌کنند آن‌ها را به صورت تحت‌اللفظی ترجمه کنند، گیج‌کننده باشند.

این راهنما ۵۰ اصطلاح ضروری تجاری را با معانی واضح، مثال‌های واقعی و نکات ترجمه ارائه می‌دهد تا به شما کمک کند با اعتماد به نفس در محیط‌های تجاری بین‌المللی ارتباط برقرار کنید.


چرا اصطلاحات تجاری اهمیت دارند

اصطلاحات نشانه‌ای از تسلط زبانی و آگاهی فرهنگی هستند. سوءتفاهم در مورد آن‌ها می‌تواند منجر به سردرگمی—یا از دست دادن فرصت‌ها شود. چه برای شغل بین‌المللی آماده می‌شوید، چه اسناد تجاری را ترجمه می‌کنید یا در جلسات جهانی شرکت می‌کنید، تسلط بر این عبارات به شما برتری می‌دهد.

بر اساس تحقیقات Cambridge، گویشوران غیر بومی انگلیسی اغلب با اصطلاحات مشکل دارند زیرا نمی‌توان آن‌ها را به صورت تحت‌اللفظی ترجمه کرد. یادگیری آن‌ها در بستر مناسب به پر کردن این شکاف کمک می‌کند.

چگونه از این فهرست استفاده کنید

  • هر مدخل شامل معنی، جمله نمونه و راهنمای ترجمه است.
  • زمینه مهم است—برخی اصطلاحات غیررسمی و برخی مناسب محیط رسمی هستند.
  • هنگام ترجمه، مفهوم را نسبت به واژه‌های تحت‌اللفظی در اولویت قرار دهید.
  • به برچسب Formality توجه کنید تا بدانید چه زمانی یک اصطلاح مناسب است.

نکته حرفه‌ای: نیاز به ترجمه ایمیلی با اصطلاحات دارید؟ OpenL را رایگان امتحان کنید تا ببینید هوش مصنوعی چگونه به طور طبیعی با عبارات اصطلاحی برخورد می‌کند.


۵۰ اصطلاح انگلیسی تجاری که باید بدانید

جلسات و بحث‌ها

1. شروع کردن کار

  • معنی: آغاز یک پروژه یا فعالیت.
  • مثال: “بیایید کار کمپین بازاریابی جدید را شروع کنیم.”
  • نسخه ایمیل: “مایلم این پروژه را شروع کنم—آیا می‌توانیم یک تماس آغازین برنامه‌ریزی کنیم؟”
  • رسمیت: خنثی — مناسب برای اکثر زمینه‌های کاری.
  • نکته ترجمه: از افعال عملی مانند “راه‌اندازی” یا “آغاز کردن” برای انتقال حس حرکت استفاده کنید.

2. هم‌نظر بودن

  • معنی: توافق داشتن یا درک مشترک داشتن.
  • مثال: “قبل از ادامه، بیایید مطمئن شویم همه هم‌نظر هستند.”
  • نسخه ایمیل: “می‌خواهم مطمئن شوم قبل از تماس با مشتری هم‌نظر هستیم.”
  • رسمیت: خنثی — به طور گسترده در جلسات و ایمیل‌ها استفاده می‌شود.
  • نکته ترجمه: بر هماهنگی یا درک متقابل تمرکز کنید.

3. ارتباط کوتاه برقرار کردن

  • معنی: به طور مختصر ارتباط گرفتن یا پیگیری کردن.
  • مثال: “بعد از جلسه با مشتری با شما ارتباط کوتاه برقرار می‌کنم.”
  • نسخه ایمیل: “بیایید هفته آینده ارتباط کوتاه برقرار کنیم تا پیشرفت را بررسی کنیم.”
  • رسمیت: غیررسمی — رایج در انگلیسی تجاری آمریکا.
  • نکته ترجمه: از معادل‌هایی مانند “پیگیری کردن” یا “اطمینان گرفتن” استفاده کنید.

4. دوباره به موضوع برگشتن

  • معنی: بعداً به یک موضوع بازگشتن.
  • مثال: “بیایید فردا دوباره به بحث بودجه برگردیم.”
  • نسخه ایمیل: “وقتی اطلاعات بیشتری داشتم دوباره به این موضوع برمی‌گردم.”
  • رسمیت: غیررسمی — اغلب به عنوان اصطلاح شرکتی شناخته می‌شود؛ با احتیاط استفاده شود.
  • نکته ترجمه: بر بازگشت یا مرور مجدد تأکید کنید.

5. خارج از جلسه صحبت کردن

  • معنی: چیزی را به طور خصوصی خارج از جلسه فعلی بحث کردن.
  • مثال: “این موضوع پیچیده شده—بیایید خارج از جلسه صحبت کنیم.”
  • نسخه ایمیل: “بیایید این موضوع را خارج از جلسه بررسی کنیم و یک تماس جداگانه برنامه‌ریزی کنیم.”
  • رسمیت: غیررسمی — مخصوص جلسات؛ به ندرت در ارتباطات نوشتاری استفاده می‌شود.
  • نکته ترجمه: از معادل‌هایی مانند “جداگانه بحث کردن” یا “خصوصی صحبت کردن” استفاده کنید.

6. Table it

  • معنی: به تعویق انداختن یک تصمیم تا زمان بعدی.
  • مثال: “وقت‌مان دارد تمام می‌شود. بیایید این موضوع را برای هفته آینده table کنیم.”
  • نسخه ایمیلی: “پیشنهاد می‌کنم این بحث را تا بعد از ممیزی table کنیم.”
  • رسمیت: خنثی — اما به تفاوت‌های منطقه‌ای توجه کنید.
  • منطقه: در آمریکا به معنی “به تعویق انداختن” است؛ در بریتانیا به معنی “در دستور کار قرار دادن” است. در صورت نیاز شفاف‌سازی کنید.
  • نکته ترجمه: قبل از ترجمه، زمینه منطقه‌ای را بررسی کنید.

7. Drill down

  • معنی: بررسی دقیق و جزئی یک موضوع.
  • مثال: “ما باید به طور عمیق به داده‌های فروش drill down کنیم.”
  • نسخه ایمیلی: “بیایید در بازبینی بعدی‌مان این اعداد را به طور دقیق drill down کنیم.”
  • رسمیت: خنثی — رایج در بحث‌های تحلیلی و فنی.
  • نکته ترجمه: از “تحلیل عمیق” یا “بررسی جزئیات” استفاده کنید.

8. Run it up the flagpole

  • معنی: آزمایش یک ایده با دیگران قبل از تصمیم‌گیری نهایی.
  • مثال: “اجازه بدهید این مفهوم را با مدیریت run up the flagpole کنم.”
  • نسخه ایمیلی: “این موضوع را با تیم اجرایی run up the flagpole خواهم کرد.”
  • رسمیت: غیررسمی — ممکن است قدیمی به نظر برسد؛ در نوشتار رسمی از “دریافت بازخورد” استفاده کنید.
  • نکته ترجمه: از “آزمایش ایده” یا “دریافت بازخورد” استفاده کنید.

Money & Finance

درک اصطلاحات مالی برای ارتباطات تجاری بسیار مهم است. اگر با مشتریان بین‌المللی کار می‌کنید، ممکن است بخواهید راهنمای ما درباره ترجمه قراردادها و فاکتورها را نیز بررسی کنید.

9. Ballpark figure

  • معنی: یک تخمین تقریبی.
  • مثال: “می‌توانید یک ballpark figure برای هزینه پروژه به من بدهید؟”
  • نسخه ایمیلی: “آیا می‌توانید یک ballpark figure ارائه دهید تا بتوانیم بودجه‌بندی را شروع کنیم؟”
  • رسمیت: خنثی — به طور گسترده در ارتباطات تجاری پذیرفته شده است.
  • نکته ترجمه: از “عدد تقریبی” یا “تخمین حدودی” استفاده کنید.

10. Bottom line

  • معنی: نتیجه نهایی یا مهم‌ترین نکته.
  • مثال: “The bottom line is we need to cut costs by 20%.”
  • نسخه ایمیلی: “The bottom line: we need to finalize the contract by Friday.”
  • رسمیت: خنثی — بسیار رایج در انگلیسی تجاری.
  • نکته ترجمه: از “نتیجه‌گیری” یا “نتیجه نهایی” استفاده کنید.

11. In the red / In the black

  • معنی: ضرر دادن / سودآوری.
  • مثال: “We’ve been in the red for two quarters, but Q3 put us back in the black.”
  • نسخه ایمیلی: “We need to get back in the black by end of Q4.”
  • رسمیت: خنثی — اصطلاحات استاندارد مالی.
  • نکته ترجمه: کد رنگ حسابداری را توضیح دهید یا از “زیان/سود” استفاده کنید.

12. Cut corners

  • معنی: انجام کاری به صورت ارزان یا سریع، اغلب با قربانی کردن کیفیت. (Cambridge Dictionary)
  • مثال: “We can’t cut corners on safety compliance.”
  • نسخه ایمیلی: “Please ensure the team doesn’t cut corners on quality assurance.”
  • رسمیت: خنثی — به طور گسترده قابل فهم است.
  • نکته ترجمه: بر تعادل بین سرعت و کیفیت تأکید کنید.

13. Burn rate

  • معنی: سرعت خرج کردن پول توسط یک شرکت.
  • مثال: “At our current burn rate, we have 8 months of runway.”
  • نسخه ایمیلی: “With our current burn rate, we should review the budget next week.”
  • رسمیت: خنثی — رایج در زمینه استارتاپ و مالی.
  • نکته ترجمه: از “نرخ هزینه‌کرد” با اشاره به زمینه استارتاپ استفاده کنید.

14. Bang for the buck

  • معنی: ارزش در برابر پول پرداخت شده.
  • مثال: “This software gives us the best bang for the buck.”
  • نسخه ایمیلی: “This solution offers the best bang for the buck compared to alternatives.”
  • رسمیت: غیررسمی — بیشتر در گفتار رایج است تا نوشتار رسمی.
  • نکته ترجمه: از “ارزش در برابر پول” یا “صرفه اقتصادی” استفاده کنید.

15. Skin in the game

  • معنی: سرمایه‌گذاری شخصی یا سهم فردی در نتیجه.
  • مثال: “Investors want founders to have skin in the game.”
  • نسخه ایمیل: “We prefer partners who have skin in the game.”
  • رسمیت: خنثی — به طور فزاینده‌ای در بحث‌های کسب‌وکار رایج است.
  • نکته ترجمه: از “سهم شخصی” یا “علاقه متعهدانه” استفاده کنید.

16. Low-hanging fruit

  • معنی: موفقیت‌های آسان یا فرصت‌های سریع. (Merriam-Webster)
  • مثال: “Let’s focus on the low-hanging fruit first.”
  • نسخه ایمیل: “I suggest we tackle the low-hanging fruit before moving to complex issues.”
  • رسمیت: خنثی — بسیار رایج اما گاهی کلیشه‌ای محسوب می‌شود.
  • نکته ترجمه: از “اهداف آسان” یا “موفقیت‌های سریع” استفاده کنید.

Teamwork & Collaboration

17. Pull your weight

  • معنی: سهم عادلانه خود را در کار انجام دادن.
  • مثال: “Everyone needs to pull their weight on this project.”
  • نسخه ایمیل: “I’d like everyone to pull their weight to meet the deadline.”
  • رسمیت: خنثی — مستقیم اما در ارتباطات تیمی قابل قبول است.
  • نکته ترجمه: از “مشارکت برابر” یا “انجام وظیفه خود” استفاده کنید.

18. All hands on deck

  • معنی: همه باید کمک کنند.
  • مثال: “It’s crunch time—all hands on deck!”
  • نسخه ایمیل: “This is an all hands on deck situation—please prioritize this task.”
  • رسمیت: غیررسمی — بهترین برای ارتباطات داخلی تیم.
  • نکته ترجمه: از “همه مشارکت کنند” یا “تلاش کامل تیم” استفاده کنید.

19. Think outside the box

  • معنی: خلاقانه یا غیرمتعارف فکر کردن.
  • مثال: “We need to think outside the box to solve this problem.”
  • نسخه ایمیل: “Let’s think outside the box and explore unconventional solutions.”
  • رسمیت: خنثی — اما اغلب کلیشه‌ای؛ با احتیاط استفاده شود.
  • نکته ترجمه: از “تفکر خلاقانه” یا “رویکرد نوآورانه” استفاده کنید.

20. Get your ducks in a row

  • معنی: سازماندهی کردن.
  • مثال: “قبل از ارائه، همه چیزت را سازماندهی کن.”
  • نسخه ایمیلی: “لطفاً قبل از جلسه با مشتری همه چیز را آماده و منظم کنید.”
  • رسمیت: غیررسمی — بیشتر در انگلیسی آمریکایی رایج است.
  • نکته ترجمه: از “آماده‌سازی صحیح” یا “سازماندهی” استفاده کنید.

21. Wear many hats

  • معنی: داشتن نقش‌ها یا مسئولیت‌های متعدد.
  • مثال: “در یک استارتاپ، همه نقش‌های متعددی دارند.”
  • نسخه ایمیلی: “در این نقش، شما مسئولیت‌های متعددی در بازاریابی و فروش خواهید داشت.”
  • رسمیت: خنثی — به طور گسترده در شرح شغل‌ها استفاده می‌شود.
  • نکته ترجمه: از “نقش‌های متعدد” یا “چندمنظوره” استفاده کنید.

22. Move the needle

  • معنی: ایجاد تأثیر قابل توجه.
  • مثال: “آیا این کمپین واقعاً تأثیری بر فروش خواهد گذاشت؟”
  • نسخه ایمیلی: “ما به ابتکاراتی نیاز داریم که واقعاً در حفظ مشتریان تأثیرگذار باشند.”
  • رسمیت: خنثی — رایج در بحث‌های استراتژیک.
  • نکته ترجمه: از “ایجاد تفاوت” یا “ایجاد تأثیر” استفاده کنید.

23. Bring to the table

  • معنی: ارائه ارزش یا مهارت‌ها.
  • مثال: “چه مهارت‌های منحصربه‌فردی را ارائه می‌دهی؟”
  • نسخه ایمیلی: “ما به دنبال داوطلبانی هستیم که مهارت‌های تحلیلی قوی ارائه دهند.”
  • رسمیت: خنثی — بسیار رایج در مصاحبه‌ها و پیشنهادات.
  • نکته ترجمه: از “ارائه دادن” یا “مشارکت” استفاده کنید.

24. In the loop / Out of the loop

  • معنی: مطلع / بی‌اطلاع. (Cambridge Dictionary)
  • مثال: “من را از به‌روزرسانی‌های پروژه مطلع نگه دار.”
  • نسخه ایمیلی: “لطفاً من را از هرگونه تغییر در جدول زمانی مطلع کنید.”
  • رسمیت: خنثی — بسیار رایج در ایمیل‌های کاری.
  • نکته ترجمه: از “مطلع نگه داشتن” یا “در جریان به‌روزرسانی‌ها قرار دادن” استفاده کنید.

Deadlines & Workload

25. تا آخرین لحظه

  • معنی: تا لحظه‌ی آخر.
  • مثال: “مذاکرات تا آخرین لحظه ادامه داشت.”
  • نسخه ایمیل: “این پروژه تا آخرین لحظه پیش رفت، اما ما به موقع تحویل دادیم.”
  • رسمیت: خنثی — رایج در به‌روزرسانی‌های پروژه.
  • نکته ترجمه: از “تا دقیقه آخر” یا “مهلت بسیار نزدیک” استفاده کنید.

26. دوره بحرانی

  • معنی: یک دوره حیاتی که نیازمند تلاش شدید است.
  • مثال: “قبل از عرضه محصول، دوره بحرانی است.”
  • نسخه ایمیل: “در حال ورود به دوره بحرانی هستیم—لطفاً برنامه‌های خود را خالی کنید.”
  • رسمیت: غیررسمی — رایج در صنایع فناوری و خلاقانه.
  • نکته ترجمه: از “دوره بحرانی” یا “مرحله فشرده” استفاده کنید.

27. شروع سریع و مؤثر

  • معنی: سریع و مؤثر شروع کردن. (Merriam-Webster)
  • مثال: “ما به کسی نیاز داریم که بتواند سریع و مؤثر شروع کند.”
  • نسخه ایمیل: “ما به دنبال فردی هستیم که بتواند سریع و مؤثر شروع کند.”
  • رسمیت: خنثی — بسیار رایج در آگهی‌های استخدام.
  • نکته ترجمه: از “شروع فوری” یا “آغاز پربازده” استفاده کنید.

28. کار تا دیروقت

  • معنی: کار کردن تا دیروقت شب.
  • مثال: “تیم برای رسیدن به موعد مقرر تا دیروقت کار کرده است.”
  • نسخه ایمیل: “از تیم بابت کار تا دیروقت این هفته تشکر می‌کنم.”
  • رسمیت: خنثی — قابل قبول در پیام‌های قدردانی.
  • نکته ترجمه: از “اضافه‌کاری” یا “شب‌های دیرهنگام” استفاده کنید.

29. در اولویت پایین

  • معنی: اولویت پایین؛ به تعویق افتاده.
  • مثال: “فعلاً آن قابلیت را در اولویت پایین قرار می‌دهیم.”
  • نسخه ایمیل: “بیایید این ابتکار را تا سه‌ماهه سوم در اولویت پایین قرار دهیم.”
  • رسمیت: خنثی — به طور گسترده قابل فهم است.
  • نکته ترجمه: از “به تعویق افتاده” یا “اولویت پایین” استفاده کنید.

30. مسابقه با زمان

  • معنی: تلاش برای رسیدن به ضرب‌الاجل.
  • مثال: “ما مسابقه با زمان داریم تا این گزارش را تمام کنیم.”
  • نسخه ایمیل: “ما مسابقه با زمان داریم—لطفاً بخش‌های خود را تا ساعت ۵ بعدازظهر ارسال کنید.”
  • رسمیت: خنثی — فوریت را به وضوح منتقل می‌کند.
  • نکته ترجمه: از “فشار زمانی” یا “استرس ضرب‌الاجل” استفاده کنید.

31. مدیریت اولویت‌ها

  • معنی: مدیریت چندین وظیفه به طور همزمان.
  • مثال: “من بین سه پروژه مدیریت اولویت‌ها می‌کنم.”
  • نسخه ایمیل: “در حال حاضر در حال مدیریت اولویت‌ها هستم اما تا پایان روز پاسخ خواهم داد.”
  • رسمیت: خنثی — در به‌روزرسانی‌های وضعیت رایج است.
  • نکته ترجمه: از “مدیریت چندین وظیفه” یا “متعادل کردن کارها” استفاده کنید.

32. Bandwidth

  • معنی: ظرفیت برای انجام کار بیشتر.
  • مثال: “من Bandwidth کافی برای گرفتن پروژه جدید ندارم.”
  • نسخه ایمیل: “در حال حاضر Bandwidth ندارم، اما ماه آینده دوباره بررسی کنیم.”
  • رسمیت: غیررسمی — اصطلاح تخصصی صنعت فناوری؛ ممکن است برای برخی مخاطبان گیج‌کننده باشد.
  • نکته ترجمه: از “ظرفیت” یا “دسترسی” استفاده کنید.

آزمون سریع: این جمله را در OpenL کپی کنید: “Let’s circle back after we get buy-in from the team.” ببینید هوش مصنوعی چگونه معنی را ترجمه می‌کند—نه کلمات تحت‌اللفظی.


مذاکرات و معاملات

مذاکرات نیازمند زبان دقیق هستند. برای نکات ترجمه اسناد مذاکره، راهنمای ما را در ترجمه برای eCommerce ببینید.

33. توپ در زمین شماست

  • معنی: نوبت شماست که اقدام کنید.
  • مثال: “ما پیشنهاد خود را دادیم. توپ در زمین شماست.”
  • نسخه ایمیل: “ما پیشنهاد خود را ارسال کردیم—توپ در زمین شماست.”
  • رسمیت: خنثی — به طور گسترده قابل فهم است.
  • نکته ترجمه: از “تصمیم با شماست” یا “نوبت شماست” استفاده کنید.

34. بازی سخت گرفتن

  • معنی: مذاکره به صورت تهاجمی.
  • مثال: “They’re playing hardball on the contract terms.”
  • نسخه ایمیل: “The vendor is playing hardball on pricing.”
  • رسمیت: غیررسمی — فقط برای ارتباطات داخلی.
  • نکته ترجمه: از عبارت‌هایی مانند “مذاکره سخت” یا “موضع تهاجمی” استفاده کنید.

35. وضعیت برد-برد

  • معنی: هر دو طرف سود می‌برند. (Cambridge Dictionary)
  • مثال: “This partnership is a win-win situation for everyone.”
  • نسخه ایمیل: “This proposal creates a win-win situation for both teams.”
  • رسمیت: خنثی — بسیار رایج و حرفه‌ای.
  • نکته ترجمه: از عبارت‌هایی مانند “سود متقابل” یا “هر دو طرف بهره‌مند می‌شوند” استفاده کنید.

36. جذاب‌تر کردن معامله

  • معنی: افزودن مشوق‌ها برای جذاب‌تر کردن پیشنهاد.
  • مثال: “We can sweeten the deal with free support for a year.”
  • نسخه ایمیل: “To sweeten the deal, we’re including three months of free training.”
  • رسمیت: خنثی — قابل قبول در پیشنهادات.
  • نکته ترجمه: از عبارت‌هایی مانند “بهبود پیشنهاد” یا “افزودن مشوق‌ها” استفاده کنید.

37. نهایی کردن معامله

  • معنی: نهایی کردن توافق.
  • مثال: “The CEO flew in to seal the deal personally.”
  • نسخه ایمیل: “Let’s schedule a call to seal the deal this week.”
  • رسمیت: خنثی — رایج در زمینه فروش.
  • نکته ترجمه: از عبارت‌هایی مانند “بستن توافق” یا “نهایی کردن” استفاده کنید.

38. بازگشت به نقطه شروع

  • معنی: دوباره از ابتدا شروع کردن. (Merriam-Webster)
  • مثال: “The deal fell through. We’re back to square one.”
  • نسخه ایمیل: “Unfortunately, we’re back to square one on this project.”
  • رسمیت: خنثی — ابراز ناامیدی به صورت حرفه‌ای.
  • نکته ترجمه: از عبارت‌هایی مانند “دوباره شروع کردن” یا “بازگشت به آغاز” استفاده کنید.

39. همه تخم‌مرغ‌ها را در یک سبد گذاشتن

  • معنی: همه چیز را روی یک گزینه ریسک کردن.
  • مثال: “همه تخم‌مرغ‌هایت را در یک سبد با یک مشتری نگذار.”
  • نسخه ایمیل: “توصیه می‌کنم که همه منابع‌مان را اینجا متمرکز نکنیم.”
  • رسمیت: خنثی — مناسب برای بحث‌های ریسک.
  • نکته ترجمه: از “تمرکز همه منابع” یا “ریسک واحد” استفاده کنید.

40. گرفتن موافقت (Buy-in)

  • معنی: کسب توافق و حمایت.
  • مثال: “ابتدا باید موافقت مدیران را بگیریم.”
  • نسخه ایمیل: “قبل از ادامه، باید موافقت ذینفعان را جلب کنیم.”
  • رسمیت: خنثی — بسیار رایج در محیط‌های شرکتی.
  • نکته ترجمه: از “کسب تایید” یا “تضمین توافق” استفاده کنید.

موفقیت و شکست

41. عالی عمل کردن (Knock it out of the park)

  • معنی: بسیار موفق شدن.
  • مثال: “تیم فروش این فصل عالی عمل کرد.”
  • نسخه ایمیل: “تیم عالی عمل کرد—تبریک!”
  • رسمیت: غیررسمی — بهترین برای جشن‌های داخلی.
  • نکته ترجمه: از “فراتر از انتظار بودن” یا “موفقیت بزرگ” استفاده کنید.

42. بازگشت به نقطه شروع (Back to the drawing board)

  • معنی: پس از شکست، دوباره برنامه‌ریزی کردن. (Cambridge Dictionary)
  • مثال: “نمونه اولیه در آزمایش شکست خورد. باید دوباره برنامه‌ریزی کنیم.”
  • نسخه ایمیل: “مشتری پیشنهاد ما را رد کرد، پس باید دوباره طراحی کنیم.”
  • رسمیت: خنثی — معمولاً در به‌روزرسانی پروژه‌ها استفاده می‌شود.
  • نکته ترجمه: از “طراحی مجدد” یا “دوباره برنامه‌ریزی کردن” استفاده کنید.

43. ورشکست شدن (Go belly up)

  • معنی: کاملاً شکست خوردن (اغلب برای کسب‌وکارها).
  • مثال: “بسیاری از استارتاپ‌ها در سال اول ورشکست می‌شوند.”
  • نسخه ایمیل: “چندین رقیب در دوران رکود ورشکست شدند.”
  • رسمیت: غیررسمی — بیشتر در گفتار رایج است تا نوشتار رسمی.
  • نکته ترجمه: از “شکست خوردن” یا “ورشکست شدن” استفاده کنید.

44. Ahead of the pack

  • معنی: موفق‌تر از رقبا بودن.
  • مثال: “نوآوری ما باعث می‌شود که از دیگران جلوتر باشیم.”
  • نسخه ایمیل: “این استراتژی ما را در سال 2026 جلوتر از رقبا نگه می‌دارد.”
  • رسمیت: خنثی — مناسب برای بحث‌های استراتژیک.
  • نکته ترجمه: از عباراتی مانند “پیشرو بودن” یا “عملکرد بهتر از رقبا” استفاده کنید.

45. Raise the bar

  • معنی: استانداردهای بالاتری تعیین کردن.
  • مثال: “این محصول سطح استاندارد صنعت را بالا می‌برد.”
  • نسخه ایمیل: “هدف ما بالا بردن سطح خدمات مشتری است.”
  • رسمیت: خنثی — رایج و حرفه‌ای.
  • نکته ترجمه: از عباراتی مانند “استانداردهای بالاتری تعیین کردن” یا “بهبود معیارها” استفاده کنید.

46. Hit a home run

  • معنی: موفقیت بزرگ به دست آوردن.
  • مثال: “کمپین بازاریابی موفقیت بزرگی کسب کرد.”
  • نسخه ایمیل: “عرضه محصول موفقیت بزرگی بود—فروش از پیش‌بینی‌ها فراتر رفت.”
  • رسمیت: غیررسمی — بیشتر در آمریکا رایج است؛ ممکن است برای غیرآمریکایی‌ها نامفهوم باشد.
  • نکته ترجمه: از عباراتی مانند “موفقیت بزرگ” یا “پیروزی بزرگ” استفاده کنید.

47. Go the extra mile

  • معنی: بیشتر از حد انتظار تلاش کردن. (Merriam-Webster)
  • مثال: “او همیشه برای مشتریان بیش از حد انتظار تلاش می‌کند.”
  • نسخه ایمیل: “از شما بابت تلاش فراتر از انتظار در این پروژه تشکر می‌کنم.”
  • رسمیت: خنثی — عالی برای پیام‌های قدردانی.
  • نکته ترجمه: از عباراتی مانند “فراتر از انتظار عمل کردن” یا “تلاش اضافی” استفاده کنید.

48. Corner the market

  • معنی: تسلط بر یک بخش از بازار.
  • مثال: “آن‌ها بازار بسته‌بندی پایدار را در اختیار گرفته‌اند.”
  • نسخه ایمیل: “هدف ما تسلط بر بازار ترجمه هوش مصنوعی است.”
  • رسمیت: خنثی — رایج در استراتژی‌های تجاری.
  • نکته ترجمه: از عباراتی مانند “تسلط یافتن” یا “کنترل بازار” استفاده کنید.

49. یک برگ برنده در آستین داشتن

  • معنی: داشتن یک مزیت مخفی.
  • مثال: “نگران نباش—ما یک برگ برنده در آستینمان برای ارائه داریم.”
  • نسخه ایمیل: “ما یک برگ برنده در آستین داریم که پیشنهاد ما را متمایز می‌کند.”
  • رسمیت: غیررسمی — بیشتر در مکالمه رایج است.
  • نکته ترجمه: از “مزیت پنهان” یا “سلاح مخفی” استفاده کنید.

50. همه چیز را ارائه دادن

  • معنی: همه چیز؛ به طور کامل.
  • مثال: “ما همه چیز را ارائه می‌دهیم: طراحی، توسعه و پشتیبانی.”
  • نسخه ایمیل: “بسته ما شامل همه چیز است—آموزش، پشتیبانی و بروزرسانی‌ها.”
  • رسمیت: غیررسمی — اصطلاح آمریکایی؛ ممکن است برای مخاطبان بین‌المللی نیاز به توضیح داشته باشد.
  • نکته ترجمه: از “بسته کامل” یا “همه چیز شامل” استفاده کنید.

نکات کلیدی

  • اصطلاحات تجاری اجتناب‌ناپذیر هستند در محیط‌های کاری انگلیسی‌زبان—یادگیری آن‌ها درک و روانی شما را افزایش می‌دهد.
  • زمینه اهمیت دارد: سطح رسمیت را قبل از استفاده از اصطلاحات در ایمیل یا اسناد رسمی بررسی کنید.
  • به صورت تحت‌اللفظی ترجمه نکنید: اصطلاحات نیاز به ترجمه معنایی دارند، نه کلمه به کلمه.
  • به تفاوت‌های منطقه‌ای توجه کنید: برخی اصطلاحات (مانند “table it”) در آمریکا و بریتانیا معانی متفاوتی دارند.
  • از ابزارهای هوش مصنوعی هوشمندانه استفاده کنید: OpenL می‌تواند اصطلاحات را تشخیص داده و به طور طبیعی به بیش از ۱۰۰ زبان ترجمه کند.

اشتباهات رایج که باید از آن‌ها اجتناب کنید

هنگام استفاده از اصطلاحات تجاری در محیط‌های بین‌المللی، مراقب این موارد باشید:

  1. استفاده بیش از حد از اصطلاحات: اصطلاحات زیاد می‌تواند اعضای غیر بومی تیم را گیج کند. اصطلاحات را با زبان ساده ترکیب کنید.

  2. ترجمه تحت‌اللفظی: “Ballpark figure” به معنای توپ یا پارک نیست. همیشه معنی را ترجمه کنید، نه کلمات را.

  3. نادیده گرفتن تفاوت‌های منطقه‌ای: “Table it” در آمریکا و بریتانیا معنای مخالف دارد. اگر مطمئن نیستید، از جایگزین ساده مانند “به تعویق انداختن” یا “اکنون بحث کردن” استفاده کنید.

  4. استفاده از عبارات تاریخ‌دار: برخی اصطلاحات (“run it up the flagpole”، “think outside the box”) ممکن است کلیشه‌ای به نظر برسند. تا حد امکان از زبان تازه و مستقیم استفاده کنید.

  5. فرض بر فهم جهانی: همه با ارجاعات به بیسبال یا فوتبال آمریکایی آشنا نیستند. پس زمینه فرهنگی مخاطبان خود را در نظر بگیرید.

نکات یادگیری اصطلاحات تجاری

  1. در بستر یاد بگیرید: به صورت جداگانه حفظ نکنید. نشریات تجاری مانند Harvard Business Review یا The Economist را بخوانید، ارائه‌ها را ببینید و به پادکست‌ها گوش دهید.

  2. با افراد بومی تمرین کنید: اصطلاحات را در مکالمات واقعی استفاده کنید تا اعتماد به نفس پیدا کنید.

  3. مخاطب خود را بشناسید: برخی اصطلاحات غیررسمی هستند؛ مگر در مواقع مناسب، از آن‌ها در نوشتار رسمی استفاده نکنید. راهنمای ما درباره British vs American English را برای تفاوت‌های منطقه‌ای ببینید.

  4. بر معنا تمرکز کنید، نه ترجمه لغوی: هنگام ترجمه، مفهوم را منتقل کنید نه کلمات تحت‌اللفظی. درباره اشتباهات رایج ترجمه بیشتر بیاموزید تا از آن‌ها اجتناب کنید.

  5. از ابزارهای ترجمه هوش مصنوعی استفاده کنید: هوش مصنوعی مدرن مانند OpenL می‌تواند اصطلاحات را تشخیص داده و به صورت طبیعی ترجمه کند، و شما را از ترجمه‌های تحت‌اللفظی خجالت‌آور نجات دهد.

منابع مرتبط

ترجمه محتوای تجاری با OpenL

ترجمه اسناد تجاری با اصطلاحات نیازمند درک است، نه فقط تبدیل کلمه به کلمه. OpenL یک ابزار ترجمه مبتنی بر هوش مصنوعی است که برای حرفه‌ای‌هایی طراحی شده که به ترجمه‌های دقیق و طبیعی نیاز دارند.

چرا OpenL را برای ترجمه تجاری انتخاب کنیم

  • ترجمه مبتنی بر زمینه: OpenL عبارات اصطلاحی را درک می‌کند و معنا را ترجمه می‌کند، نه فقط کلمات را.
  • پشتیبانی از بیش از ۱۰۰ زبان: از زبان‌های اصلی کسب‌وکار مانند چینی، اسپانیایی و آلمانی تا گونه‌های منطقه‌ای.
  • فرمت‌های متعدد: PDFها، سندهای Word، ارائه‌های PowerPoint و موارد دیگر را با حفظ قالب‌بندی ترجمه کنید.
  • دقت در سطح کسب‌وکار: ایده‌آل برای قراردادها، ایمیل‌ها، گزارش‌ها و مطالب بازاریابی.
  • سریع و ایمن: اسناد شما با سرعت و با حفاظت داده در سطح سازمانی پردازش می‌شوند.

چه در حال بومی‌سازی مطالب بازاریابی باشید، چه ترجمه قراردادها یا آماده‌سازی ارائه‌های چندزبانه، OpenL را رایگان امتحان کنید و کیفیت ترجمه حرفه‌ای را تجربه کنید.


سوالات متداول

اصطلاحات انگلیسی تجاری چیستند؟

اصطلاحات انگلیسی تجاری عباراتی هستند که معمولاً در محیط‌های حرفه‌ای استفاده می‌شوند و معنای آن‌ها با تفسیر واژه به واژه متفاوت است. برای مثال، “ballpark figure” به معنای یک تخمین تقریبی است—و هیچ ارتباطی با ورزش ندارد. طبق Merriam-Webster، اصطلاحات عباراتی هستند که نمی‌توان آن‌ها را از معنای تک‌تک واژه‌هایشان فهمید.

آیا باید در ایمیل‌های رسمی تجاری از اصطلاحات استفاده کنم؟

این موضوع بستگی به اصطلاح و مخاطب شما دارد. اصطلاحات خنثی مانند “bottom line” یا “on the same page” معمولاً قابل قبول هستند. اصطلاحات غیررسمی‌تر مانند “circle back” یا “run it up the flagpole” ممکن است در موقعیت‌های بسیار رسمی غیرحرفه‌ای به نظر برسند. هنگام نوشتن به افراد غیر بومی، استفاده از معادل‌های ساده‌تر را در نظر بگیرید.

چرا ترجمه اصطلاحات دشوار است؟

اصطلاحات را نمی‌توان کلمه به کلمه ترجمه کرد زیرا معنای آن‌ها فرهنگی است و نه تحت‌اللفظی. عبارت “Low-hanging fruit” اگر مستقیماً به چینی یا اسپانیایی ترجمه شود، بی‌معنا خواهد بود. ترجمه مؤثر نیازمند درک مفهوم و یافتن معادل یا توضیح مناسب در زبان مقصد است.

آیا اصطلاحات تجاری در انگلیسی آمریکا و انگلیسی بریتانیا متفاوت هستند؟

بله. برخی اصطلاحات معانی متفاوتی دارند. “Table it” در آمریکا به معنی به تعویق انداختن است؛ اما در بریتانیا به معنی بحث کردن در همان لحظه است. “Touch base” در انگلیسی آمریکایی رایج‌تر است. هنگام ارتباط بین‌المللی، اصطلاحات را روشن بیان کنید یا از جایگزین‌های جهانی استفاده نمایید.

چگونه می‌توان اصطلاحات را به‌درستی ترجمه کرد؟

از ابزارهای ترجمه هوشمند مبتنی بر هوش مصنوعی که برای ترجمه با درک زمینه طراحی شده‌اند استفاده کنید. OpenL اصطلاحات را تشخیص داده و معنا را ترجمه می‌کند، نه فقط کلمات را، و خروجی طبیعی در زبان مقصد ارائه می‌دهد.


دنبال نکات بیشتر درباره ترجمه هستید؟ راهنمای کامل کنترل کیفیت ترجمه را بررسی کنید یا ۱۰ نکته برای بهبود نتایج ترجمه را بیاموزید.